(مسأله 475): هر گاه در وقت نماز يوميه نماز آيات بر مستحاضه واجب شود، اگر چه بخواهد هر دو را پشت سر هم بجا آورد. نمى تواند هر دو را با يك غسل و وضو بخواند.
(مسأله 476): اگر زن مستحاضه بخواهد نمازى را كه قضاى آن مضيّق شده بخواند، بايد براى هر نماز كارهاى را كه براى نماز ادا بر او واجب است بجا آورد.
(مسأله 477): اگر زن بداند خونى كه از او خارج مى شود خون زخم نيست و شرعاً حكم حيض و نفاس را ندارد، بايد به دستور استحاضه عمل كند بلكه اگر شك داشته باشد كه خون استحاضه است يا خونهاى ديگر، چنانچه نشانه آنها را نداشته باشد، بنا بر احتياط واجب بايد كارهاى استحاضه را انجام دهد.
حيـض
حيض خونى است كه غالباً در هر ماه چند روزى از رحم زنها خارج مى شود. و زن را در موقع ديدن خون حيض حائض مى گويند.
(مسأله 478): خون حيض در بيشتر اوقات غليظ و گرم و رنگ آن، سياه يا سرخ است و با فشار و كمى سوزش بيرون مى آيد.
(مسأله 479): زنهاى كه سيده نيستند، بعد از تمام شدن پنجاه سال بنا بر مشهور يائسه مى شوند ولكن واجب است بر زنهاى غير سيده و زنهاى سيده بعد از تمام شدن پنجاه سال تا تمام شدن شصت سال چنانچه با نشانه هاى حيض يا در روزهاى عادت خون ببينند احتياط كنند.
(مسأله 480): خونيكه دختر پيش از تمام شدن نه سال و زن بعد از يائسه شدن مى بيند حيض نيست.
(مسأله 481): زن حامله و زنى كه بچه شير مى دهد، ممكن است حيض ببينند و حكم زن حامله و غير حامله يكسان است فقط زن حامله در صورتى كه بعد از گذشتن بيست روز از اول عادتش اگر خونى ببيند كه صفات حيض را دارد لازم است بنا بر احتياط بين تروك حائض و اعمال مستحاضه جمع نمايد.
(مسأله 482): دخترى كه نمى داند نه سالش تمام شده يا نه، اگر خونى ببيند، كه داراى نشانه هاى حيض باشد و اطمينان كند كه حيض است، كشف مى شود كه نه ساله شده است و حكم به حيض مى شود بلكه اگر نشانه هاى حيض را دارد بعيد نيست كه حيض باشد اگر چه اطمينان به حيض بودنش نداشته باشد.
(مسأله 483): زنى كه شك دارد يائسه شده يا نه، اگر خونى ببيند و نداند حيض است يا نه، بايد بنا بگذارد كه يائسه نشده است و اين در صورتى است كه خون داراى نشانه هاى حيض و يا در ايام عادت باشد والاّ حكم به حيض بودنش مشكل است و احتياط در جمع بين تروك حائض و افعال مستحاضه است.
(مسأله 484): مدت حيض كمتر از سه روز و بيشتر از ده روز نمى شود اگر مختصرى هم از سه روز كمتر باشد حيض نيست.
(مسأله 485): بايد سه روز اول حيض پشت سر هم باشد پس اگر مثلاً دو روز خون ببيند و يك روز پاك شود و دوباره يك روز خون ببيند حيض نيست.
(مسأله 486): ابتداء حيض لازم است خون بيرون بيايد ولى لازم نيست در تمام سه روز خون بيرون بيايد، بلكه اگر در باطن فرج خون باشد كافى است و چنانچه در بين سه روز مختصرى پاك شود، به نحوى كه در بين زنها تماماً يا بعضاً متعارف است باز هم حيض است.
(مسأله 487): لازم نيست شب اول و شب چهارم را خون ببيند، ولى بايد در شب دوم و سوم خون قطع نشود، پس اگر از اول صبح روز اول تا غروب روز سوم پشت سر هم خون بيايد، و هيچ قطع نشود، حيض است و همچنين است اگر در وسطهاى روز اول شروع شود و در همان موقع از روز چهارم قطع گردد.
(مسأله 488): اگر سه روز پشت سر هم با نشانه هاى حيض يا روزهاى عادت خون ببيند، و پاك شود چنانچه دوباره خونى كه داراى نشانه هاى حيض است يا در روزهاى عادت است ببيند و روزهاى كه خون ديده و در وسط پاك بوده روى هم از ده روز بيشتر نشود، روزهاى هم كه در وسط پاك بوده حيض است.
(مسأله 489): اگر خونى ببيند كه از سه روز بيشتر و از ده روز كمتر باشد و نداند خون دمل و زخم است يا خون حيض، نبايد آن را خون حيض قرار دهد.
(مسأله 490): اگر خونى ببيند كه نداند خون زخم است يا حيض، بايد عبادتهاى خود را بجا آورد مگر اينكه حالت سابقه اش حيض باشد.
(مسأله 491): اگر خونى ببيند و شك كند كه خون حيض است يا استحاضه، چنانچه شرائط حيض را داشته باشد، بايد حيض قرار دهد.
(مسأله 492): اگر خونى ببيند كه نداند خون حيض است يا بكارت بايد خود را وارسى كند، يعنى مقدارى پنبه داخل فرج نمايد و كمى صبر كند و بعد بيرون آورد پس اگر اطراف آن آلوده باشد، خون بكارت است و اگر به همه آن رسيده، حيض مى باشد.
(مسأله 493): اگر كمتر از سه روز خون ببيند و پاك شود و بعد سه روز خون در عادت يا با نشانه هاى حيض ببيند، خون دوم حيض است و خون اول اگر چه در روزهاى عادتش باشد، حيض نيست.
احكام حائض:
(مسأله 494): چند چيز بر حائض حرام است:
"اول" عبادتهاى كه مانند نماز بايد با وضو و غسل يا تيمم بجا آورده باشد، ولى عبادتهاى كه وضو و غسل و تيمم براى آنها لازم نيست، مانند نماز ميّت مانعى ندارد.
"دوم" تمام چيزهاى كه بر جنب حرام است و در احكام جنابت گفته شد.
"سوم" جماع كردن در فرج، كه هم براى مرد حرام است و هم براى زن، اگر چه به مقدار ختنه گاه داخل شود و منى بيرون نيايد، بلكه احتياط واجب آن است كه مقدار كمتر از ختنه گاه را هم داخل نكند، و بنا بر احتياط لازم از وطى در دبر حائض اجتناب كند و در غير حائض كراهت شديده دارد.
(مسأله 495): جماع كردن در روزهاى هم كه حيض قطعى نيست ولى شرعاً بايد براى خود حيض قرار دهد حرام است، پس زنى كه بيشتر از ده روز خون مى بيند و بايد به دستورى كه بعداً گفته مى شود روزهاى عادت خويشان خود را حيض قرار دهد، شوهرش نمى تواند در آن روزها با او نزديكى نمايد.
(مسأله 496): اگر مرد با زن خود در حال حيض نزديكى كند چه از قبل باشد چه از دبر لازم است استغفار كند، و احتياط مستحب آن است كه كفاره بدهد و كفاره آن بعداً بيان مى شود.
(مسأله 497): غير از نزديكى كردن با زن حائض ساير استمتاعات مانند بوسيدن و ملاعبه نمودن مانعى ندارد.
(مسأله 498): كفاره نزديكى در حال حيض در قسمت اول آن، هيجده نخود طلاى سكه دار و در قسمت دوم، نه نخود، و در قسمت سوم، چهار نخود و نيم است مثلاً زنى كه شش روز خون حيض مى بيند، اگر شوهرش در شب يا روز اول و دوم با او جماع كند، هيجده نخود طلا و در شب يا روز سوم و چهارم نه نخود، و در شب يا روز پنجم و ششم چهار نخود و نيم بدهد.
(مسأله 499): اگر طلاى سكه دار ممكن نباشد، قيمت آن را بدهد و اگر قيمت طلا در وقتى كه جماع كرده، با وقتى كه مى خواهد به فقير بدهد فرق كرده باشد، قيمت وقتى را كه مى خواهد به فقير بدهد حساب كند.
(مسأله 500): اگر كسى هم در قسمت اول و هم در قسمت دوم و هم در قسمت سوم حيض با زن خود جماع كند، هر سه كفاره را كه روى هم سى و يك نخود و نيم مى شود بدهد.
(مسأله 501): اگر با زن حائض چند مرتبه جماع كند بهتر آن است كه براى هر جماع يك كفاره بدهد.
(مسأله 502): اگر مرد در حال جماع بفهمد زن حائض شده، بايد فوراً از او جدا شود و اگر جدا نشود نيز احتياط مستحب اين است كه كفاره بدهد.
(مسأله 503): اگر مرد با زن حائض زنا كند يا با زن حائض نامحرمى به گمان اينكه عيال خودش است جماع نمايد، نيز احتياط مستحب اين است كه كفاره بدهد.
(مسأله 504): كسى كه از روى نادانى يا فراموشى با زن در حال حيض نزديكى كند كفاره ندارد.
(مسأله 505): اگر مرد به اعتقاد اينكه زن حائض است با او نزديكى كند و بعداً معلوم شود كه حائض نبوده است كفاره ندارد.
(مسأله 506): طلاق دادن زن در حال حيض، به طورى كه در احكام طلاق گفته مى شود باطل است.
(مسأله 507): اگر زن بگويد حائضم يا از حيض پاك شده ام، بايد حرف او را قبول كرد.
(مسأله 508): اگر زن در بين نماز حائض شود، نمازش باطل است.
(مسأله 509): اگر زن در بين نماز شك كند كه حائض شده يا نه، نمازش صحيح است، ولى اگر بعد از نماز بفهمد كه در بين نماز حائض شده، نمازى كه خوانده باطل است.
(مسأله 510): بعد از آنكه زن از خون حيض پاك شده، واجب است براى نماز و عبادتهاى ديگرى كه بايد با وضو يا غسل يا تيمّم بجا آورده شود، غسل كند، و دستور آن مثل غسل جنابت است، و وضو گرفتن احوط است.
(مسأله 511): بعد از آنكه زن از خون حيض پاك شد، اگر چه غسل نكرده باشد، طلاق او صحيح است، و شوهرش هم مى تواند با او جماع كند. و اولى اينست كه جماع پس از شستن فرج باشد، ولى احتياط مستحب آنست كه پيش از غسل از جماع با او خودارى نمايد اما كارهاى ديگرى كه در وقت حيض بر او حرام بوده مانند توقف در مسجد و مسّ خط قرآن تا غسل نكند بر او حلال نمى شود.
(مسأله 512): اگر آب براى وضو و غسل كافى نباشد و به اندازه اى باشد كه بتواند غسل كند، بايد غسل كند. و بدل از وضو تيمّم نمايد، و اگر فقط براى وضو كافى باشد و به اندازه غسل نباشد بايد وضو بگيرد و عوض غسل تيمّم نمايد. و اگر براى هيچ يك از آنها آب ندارد، بايد دو تيمم كند، يكى بدل از غسل ديگرى بدل از وضو.
(مسأله 513): نمازهاى كه زن در حال حيض نخوانده، قضا ندارد ولى روزه هاى واجب را كه در حال حيض نگرفته بايد قضا نمايد.
(مسأله 514): هر گاه وقت نماز داخل شود، و بداند يا احتمال دهد كه اگر نماز را تأخير بيندازد حائض مى شود، بايد فوراً نماز بخواند.
(مسأله 515): اگر زن نماز را تأخير بيندازد و از اول وقت به اندازه خواندن يك نماز با تحصيل طهارت از حدث بگذرد و حائض شود، قضاى آن نماز بر او واجب است، ولى در تند خواندن و كُند خواندن و چيزهاى ديگر، بايد ملاحظه حال خود را بكند، مثلاً زنى كه مسافر نيست اگر در اول ظهر نماز نخواند، قضاى آن در صورتى واجب مى شود كه به مقدار خواندن چهار ركعت نماز با تحصيل طهارت از حدث از اول ظهر بگذرد و حائض شود، و براى كسى كه مسافر است گذشتن وقت به مقدار خواندن دو ركعت با تحصيل طهارت كافى است.
(مسأله 516): اگر زن در آخر وقت نماز، از خون پاك شود و به اندازه غسل و خواندن يك ركعت نماز يا بيشتر از يك ركعت وقت داشته باشد، بايد نماز را بخواند، و اگر نخواند، بايد قضاى آن را بجا آورد.
(مسأله 517): اگر زن حائض بعد از پاكى به اندازه غسل وقت ندارد، ولى مى تواند با تيمّم نماز را در وقت بخواند، احتياط واجب آن است كه آن نماز را با تيمّم بخواند، ولى در صورتى كه نخواند قضا احوط است اما اگر گذشته از تنگى وقت از جهات ديگر تكليفش تيمّم است، مثل آنكه آب برايش ضرر دارد. بايد تيمّم كند و آن نماز را بخواند و در صورتى كه نخواند لازم است قضا نمايد.
(مسأله 518): اگر زن بعد از پاك شدن از حيض شك كند كه براى نماز وقت دارد يا نه، بايد نمازش را بخواند.
(مسأله 519): اگر بخيال اينكه به اندازه تهيه مقدمات نماز و خواندن يك ركعت وقت ندارد نماز نخواند، و بعد بفهمد وقت داشته، بايد قضاى آن نماز را بجا آورد.
(مسأله 520): مستحب است زن حائض در وقت نماز، خود را از خون پاك نمايد و پنبه و دستمال را عوض كند و وضو بگيرد و اگر نمى تواند وضو بگيرد تيمّم نمايد و در جاى نماز رو به قبله بنشيند و مشغول ذكر و دعا و صلوات شود.
(مسأله 521): خواندن و همراه داشتن قرآن و رساندن جاى از بدن را ما بين خطهاى قرآن، و نيز خضاب كردن به حنا، (حنا بستن) و مانند آن براى حائض مكروه است.
اقسام زنهاى حائض:
(مسأله 522): زنهاى حائض بر شش قسم اند.
"اول" صاحب عادت وقتيه و عدديه، و آن زنى است كه دو ماه پشت سر هم در وقت معيّن خون حيض ببيند و شماره روزهاى حيض او هم در هر دو ماه يك اندازه باشد، مثل آنكه دو ماه پشت سر هم از اول ماه تا هفتم خون ببيند.
"دوم" صاحب عادت وقتيه و آن زنى است كه دو ماه پشت سر هم در وقت معين خون حيض ببيند، ولى شماره روزهاى حيض او در هر دو ماه يك اندازه نباشد، مثلاً دو ماه پشت سر هم از روز اول ماه خون ببيند ولى ماه اول روز هفتم و ماه دوم روز هشتم از خون پاك شود.
"سوم" صاحب عادت عدديه و آن زنى است كه شماره روزهاى حيض او در دو ماه پشت سر هم به يك اندازه باشد، ولى وقت ديدن آن دو خون يكى نباشد، مثل آن كه ماه اول از پنجم تا دهم و ماه دوم از دوازدهم تا هفدهم خون ببيند.
"چهارم" مضطربه و آن زنى است كه چند ماه خون ديده، ولى عادت معينى پيدا نكرده، يا عادتش بهم خورده و عادت تازه اى پيدا نكرده است.
"پنجم" مبتدئه و آن زنى است كه دفعه اول خون ديدن او است.
"ششم" ناسيه و آن زنى است كه عادت خود را فراموش كرده است. و هر كدام اينها احكامى دارند كه در مسائل آينده گفته مى شود.